غصه آبکی
شعر آبکی
غرق در جهان پر ز آب
دلزده ز هر چه آبی زلال
دور من فقط
شادی حقیر زندگی
سنگ دل ترین سنگ هاست
با من ضعیف.
از برای این،
چون جمیع ماهیان
کز برای شان خوشست
گرم و خشک یک کویر
در تمام این طبیعت فراخ
در دلم نشسته و آرزویم است
آرزوی هر شبم
آن زمان که زانوی غمم میان دست هاست
لحظه ای پر از نشاط و سر خوشی
شاد بودن ز عمق جان
برچسب:
نویسنده: باران یوسفی